عبد الله قطب بن محيى
421
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 176 - [ طلب ] من عبد اللّه قطب الى اخى فى اللّه الامير غياث الدّين محمد قوّاه اللّه فى نفسه و جسمه . نوشته بود كه اخوان را حرارت و شوق كمتر از سابق است ، فترات و وقفات مىباشد ، افتانوخيزان اين راه مىبايد رفت ، قال اللّه تعالى انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا . « 1 » گر گران و گر شتابنده بود * عاقبت جوينده يابنده بود اصل طلب اگر باقى است تفاوت آن شدّة و ضعفا مغفور است ، چه آن تابع اختلاف احوال است كه بدّى از آن نيست ، اگر امروز سست باشند فردا چست شوند وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ « 2 » اما تفقّد حال خود لازم است بما امكن و نگذاشتن كه نظام سلوك از هم بريزد كه نه هرچه در هم شد باز با هم مىتوان نهاد ، هركس از اخوان را اين غمخوارى كردن لازم است لنفسه و وكيل الاخوان را اين لازم است « لنفسه و للاخوان جميعا ايّدهم اللّه و ثبّتهم على سلوك الصّراط المستقيم » اى اخوان ! راه حق جدّ است و بازى نيست ، اين كار را سرسرى مگيريد . ايوان مراد بس بلند است * آنجا به هوس رسيد نتوان اگر دمهاى سرد افسردگان در شما اثرى كرده و شبهات و كلمات مخالفان بىخبر در شما تأثيرى نموده ، باز وقت خود افتيد و استعاذه كنيد به ربّ فلق و ربّ ناس كه حجت بالغه خداى را است ، شبههء ايشان را پيش حجت خداى عزّ و جلّ چه تاب ! و اگر انقطاع مدد ذكر و حكمت با شما اين كار كرده ، مدفع آن را نيز انديشه كنيد و از مطالعه كتاب كيميا و احياء علوم و مثنوى و امثال آن فىالجمله استمداد توان كرد كه
--> ( 1 ) . سوره توبه ، آيه 41 « سبكبار و گرانبار بسيج شويد » . ( 2 ) . سوره يوسف ، آيه 87 « و از رحمت خدا نوميد مباشيد » .